+ نوشته شده در سه شنبه 10 آبان1390ساعت 10:27 قبل از ظهر  توسط ماهه من
|
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
همه اندیشه ام اندیشه فرداست
وجودم از تمنای تو سرشاراست
زمان در بستر شب خواب و بیدار است
هوا آرام شب خاموش راه آسمان ها باز
خیالم چون کبوترهای وحشی می کند پرواز
رود آنجا که می یافتندکولی های جادو گیسوش شب را
همان جا ها که شب ها در رواق کهکشان ها خود می سوزند
همان جاها که اختر ها به بام قصر ها مشعل می افروزند
همان جاها که رهبانان معبدهای ظلمت نیل می سایند
همان جا ها که پشت پرده شب دختر خورشید فردا را می آرایند
همین فردای افسون ریز رویایی
همین فردا که راه خواب من بسته است
همین فردا که روی پرده پندار من پیداست
همین فردا که ما را روز دیدار است
همین فردا که ما را روز آغوش و نوازش هاست
همین فردا همین فردا
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
زمان در بستر شب خواب و بیدار است
سیاهی تار می بندد
چراغ ماه لرزان از نسیم سرد پاییز است
دل بی تاب و بی آرام من از شوق لبریز است
به هر سو چشم من رو می کند فرداست
سحر از ماورای ظلمت شب می زند لبخند
قناری ها سرود صبح می خوانند
من آنجا چشم در راه توام ناگاه
ترا از دور می بینم که می آیی
ترا از دور می بینم که می خندی
ترااز دورمی بینم که می خندی و می آیی
نگاهم باز حیران تو خواهدماند
سراپا چشم خواهم شد
ترا در بازوان خویش خواهم دید
سرشک اشتیاقم شبنم گلبرگ رخسار تو خواهد شد
تنم را از شراب شعر چشمان تو خواهم سوخت
برایت شعر خواهم خواند
برایم شعر خواهی خواند
تبسم های شیرین ترا با بوسه خواهم چید
وگر بختم کند یاری
در آغوش تو
ای افسوس
سیاهی تار می بندد
چراغ ماه لرزان از نسیم سرد پاییز است
هوا آرام شب خاموش راه آسمان ها باز
+ نوشته شده در سه شنبه 10 آبان1390ساعت 0:55 قبل از ظهر  توسط رامین
|
+ نوشته شده در یکشنبه 8 آبان1390ساعت 5:3 بعد از ظهر  توسط ماهه من
|
+ نوشته شده در یکشنبه 8 آبان1390ساعت 5:2 بعد از ظهر  توسط ماهه من
|

میترسم این احساس تو حسی که عاشق هنوز
اخر به دست روزگار ساده عوض بشه یه روز
میترسم اون برق چشات که روشنه توی شبام
یه شب به خواست روزگار پر اتیشه زیر
پام
تورو دارم و حالا باور ندارم از این
دنیا دیگه چیزی نمیخوام
اگه قلبمو به تو نسپرده بودم همون روزای
اول مرده بودم
میترسم از تنها شدن از این نگاه رفتنی
ترسمو بیشتر میکنی وقتی نمیگی با منی
میترسم از احساس تو این حس خوب و موندنی
میترسم از روزی که تو حاشا کنی که با
منی
میترسم به این احساس تو حسی که عاشق
هنوز
آخر به دست روزگار ساده عوض بشه یه روز
میترسم اون برق چشات که روشنه توی شبام
یه شب به خواست روزگار
کوه آتیشه زیر پام
+ نوشته شده در پنجشنبه 17 شهریور1390ساعت 10:24 بعد از ظهر  توسط رامین
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 17 شهریور1390ساعت 10:16 بعد از ظهر  توسط رامین
|
منم مثل تو مات این قصه ام
تو هم مثل من امشبو دعوتی
درست تو همین ساعت و ثانیه
سزاوار زیباترین رحمتی
تو این حس و حال عجیب و غریب
دو تا بال میخوای که رو شونته
تو از هر مسیری بری می رسی
تو از هر دری بگذری خونته
از این سفره ها معجزه دور نیست
ببین دست دنیا تو دست منه
دعا می کنم تا اجابت بشه
دعا می کنم چون دلم روشنه
من از عشق بارون به دریا زدم
به بارون و به آسمون دعوتیم
چه مهمونی با شکوهی شده
تو این لحظه هایی که هم صحبتیم
------
دانلود اهنگشهر بارن
لینک مستقیم
+ نوشته شده در چهارشنبه 16 شهریور1390ساعت 11:13 بعد از ظهر  توسط رامین
|
+ نوشته شده در چهارشنبه 16 شهریور1390ساعت 11:10 بعد از ظهر  توسط رامین
|
+ نوشته شده در چهارشنبه 16 شهریور1390ساعت 7:18 بعد از ظهر  توسط ماهه من
|
هنرنمایی زنی که با بوسه
تابلو نقاشی میکشد...





+ نوشته شده در یکشنبه 16 مرداد1390ساعت 10:48 بعد از ظهر  توسط رامین
|
زندگی بافتن یک قالی است
نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی
نقشه را اوست که تعیین کرده است
تو در این بین فقط میبافی
نقشه را خوب ببین !!!
نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند...
+ نوشته شده در پنجشنبه 2 تیر1390ساعت 12:46 بعد از ظهر  توسط رامین
|
۱- زنان نیاز به احساس امنیت دارند.
۲- زنان نیاز به احساس ارتباط و وابستگی دارند.
۳- زنان نیاز به احساس قدردانی و ارزشمندی دارند.
+ نوشته شده در پنجشنبه 2 تیر1390ساعت 12:43 بعد از ظهر  توسط رامین
|
+ نوشته شده در شنبه 21 خرداد1390ساعت 11:39 بعد از ظهر  توسط رامین
|
+ نوشته شده در دوشنبه 16 خرداد1390ساعت 4:49 بعد از ظهر  توسط ماهه من
|
+ نوشته شده در شنبه 14 خرداد1390ساعت 4:27 بعد از ظهر  توسط رامین
|
+ نوشته شده در شنبه 14 خرداد1390ساعت 3:26 بعد از ظهر  توسط رامین
|
+ نوشته شده در شنبه 14 خرداد1390ساعت 2:51 بعد از ظهر  توسط رامین
|
+ نوشته شده در جمعه 13 خرداد1390ساعت 10:28 بعد از ظهر  توسط ماهه من
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 12 خرداد1390ساعت 1:20 بعد از ظهر  توسط رامین
|
مزایای بووووووســــه

در یک تحقیق اخیر انجام شده در دانشگاه لافایت،
مقدار دو هورمون اصلی اکسیتوسین و کورتیزال را در 15 پسر و دختری که با هم
رابطه صمیمانه عاشقانهای داشتند قبل و بعد ازبوسه، و قبل و بعد از یک صحبت
صمیمانه در حالیکه دستهای همدیگر را نگاه داشته بودند، اندازه گرفتند.
محققین این آزمایش انتظار داشتند که در مقدار اکسیتوسین که بعنوان هورمون
عاطفی و احساسی شناخته شده است، در هر دو گروه دخترها و پسرها افزایش
ببینند.همچنین انتظارداشتند که درمقدارهورمون کورتیزال که به هنگام استرس
زیاد میشود، کاهش ببینند چرا که بوسه عموما استرس را کاهش می دهد اما
محققین از نتایج تحقیق متعجب شدند چرا که مقدار اکسیتوسین فقط در پسرها
افزایش یافته بود ومقدارآن در دخترها چه پس از بوسه و چه پس از گفتگوی
عاشقانه فرقی نکرده بود. به همین دلیل آنها دلایل دیگری را برای توجیه این
نتایج آوردند که شاید دخترها به شرایط رمانتیکتری احتیاج دارند و فقط بوسه
کافی نیست
اولین بوسه
پروفسور وان بیرنت رئیس بخش مردم شناسی دانشگاه
تکزاس اظهار می دارد که: اولین بوسه عاشقانه برمی گردد به 1500 سال قبل از
میلاد مسیح در هند. پیش از این زمان هیچ مدرک دیگری دال بر وجود بوسه های
عاشقانه وجود نداشت. کلیه این نتایج از روی لوح های گلی، نقاشی روی دیواره
های غارها و یا نوشته های روی پوست حیوانات بدست آمده است
بوسه ای که امروزه به این شکل رواج پیدا کرده، برای
اولین بار در میان رومی ها شهرت پیدا کرد. رومی ها در هنگام سلام کردن
یکدیگر را می بوسیدند، انگشتر و حلقه ای که بر دست رهبران قومشان بوده را
می بوسیدند و مجسمه های خدایان خود را نیز می بوسیدند و با این کار مطیع
بودن و حس احترام خود را به طرف مقابل انتقال می دادند
رومی ها به سرعت متوجه شدند که بوسه در شرایط مختلف
می تواند معانی متفاوتی را در بر داشته باشد، به همین دلیل برای انواع
بوسه ها، نام های مختلفی انتخاب کردند. به عنوان مثال اسکیولیم: بوسه از
روی دوستی، باسیولیم: بوسه از روی احساس عشق و محبت، و سویولیم: بوسه عمیق
که این روزها به مشهور شده
تاثیر بوسه:
در ادامه ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 12 خرداد1390ساعت 10:53 قبل از ظهر  توسط رامین
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 12 خرداد1390ساعت 0:57 قبل از ظهر  توسط رامین
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 12 خرداد1390ساعت 0:56 قبل از ظهر  توسط رامین
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 12 خرداد1390ساعت 0:46 قبل از ظهر  توسط رامین
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 12 خرداد1390ساعت 0:46 قبل از ظهر  توسط ماهه من
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 12 خرداد1390ساعت 0:43 قبل از ظهر  توسط ماهه من
|

نمي دونم اون روز تو وجودم چي شد
نمي دونم چي شد که وجودم لرزيد
دل من اين حس رو از تو زودتر فهميد
تو که باشي پيشم ديگه چي کم دارم
چه دليلي داره از تو دست بردارم
من احساساتي به تو عادت کردم
هرجا باشم آخر به تو برمي گردم
بين ما کي بيشتر عاشقه من يا تو
هرچي شد از حالا همه چيزش با تو
ديگه دست من نيست بستگي داره به تو
بستگي داره که تو تا کجا دوسم داري
بستگي داره که تو تا چه روزي بتوني
عاشق من بموني منو تنها نذاري
+ نوشته شده در سه شنبه 10 خرداد1390ساعت 6:2 بعد از ظهر  توسط رامین
|
+ نوشته شده در سه شنبه 10 خرداد1390ساعت 4:10 بعد از ظهر  توسط ماهه من
|
+ نوشته شده در جمعه 30 اردیبهشت1390ساعت 5:56 بعد از ظهر  توسط رامین
|
شــــ ـ ـب هنوز نرفته اما
تو چرا بیـــــــــ ـ ـداری
نکنه این همه درد و
تو میـــــ ــخوای برداری
در ادامه...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 9 فروردین1390ساعت 10:10 بعد از ظهر  توسط رامین
|
+ نوشته شده در چهارشنبه 3 فروردین1390ساعت 10:21 قبل از ظهر  توسط رامین
|